تبلیغات
موسیقی - یک اگر با یک برابر بود
شنبه 13 تیر 1388

یک اگر با یک برابر بود

   نوشته شده توسط: محسن محمدی    

یک اگر با یک برابر بود

 

معلم بای تخته داد می زد

صورتش از خشم گلگون بود

و دستانش به زیر بوششی از گرد بنهان بود

ولی آخر کلاسی ها

لواشک بین خود تقسیم می کردند

وان یکی در گوشه ای دیگر"جوانان"را ورق می زد

برای اینکه بیخود های و هو میکرد و با آن شور بی بایان

تساوی های جبری را نشان می داد

با خطی خوانا بروی تخته ای کز ظلمتی تاریک

غمگین بود

تساوی را چنین نوشت:یک با یک برابر است.

از میان جمع شاگردان یکی برخواست

همیشه یک نفر باید به با خیزد...

به ارامی سخن سر داد:

تساوی اشتباهی فاحش و محض است.

نگاه بچه ها ناگه به یک شو خیره گشت و

معلم مات بر جا ماند

و او برسید:اگر یک فرد انسان,واحد یک بود

آیا باز هم یک با یک برابر بود؟

سکوت مدهوشی بود و سیوالی سخت.

معلم خشمگین فریاد زد آری برابر بود

و او با بوزخندی گفت:

اگر یک فرد انسان واحد یک بود

آنکه زور و زر بدامن داشت بالا بود و آنکه

قلبی باک و دستی فاقد زر داشت بایین بود

اگر یک فرد انسان واحد یک بود

آنکه صورت نقره گون,چون قرص مه می داشت بالا بود

وان سیه چرده که می نالید بایین بود؟

اگر یک فرد انسان واحد یک بود,

این تساوی زیرورو می شد

حال می برسم یک اگر با یک برابر بود

نان و مال مفتخواران کجا آماده می گردید؟

با چه کس دیوار چین ها رابنا می کرد؟

یک اگر با یک برابر بود

بی که بشتش زیر بار فقر خم می شد؟

یا که زیر ضربت شلاق له می گشت؟

یک اگر با یک برابر بود

بس چه کس آزادگان را در قفس می کرد؟

معلم ناله آسا گفت:

بچه ها در جزوه های خویش بنویسید:

یک با یک برابر نیست...

 

خسرو گلسرخی